تبليغاتX
غم توی چشمات چه غریبونه نشسته

غم توی چشمات چه غریبونه نشسته

اگر همه ی پنجره ها بامن غريبه باشند هراسی نيست! چشمانت دريچه ای به طلوع آرزو هاست.

بسته ای کـه دیروز فرستادی فردا به دستـم میرسه !!! 

یه حال عجیبی دارم ...

زمانی که بسته رو تحویل گرفتـم و بازش کردم اول از همـه، چیزهایی که توش هست رو کلی بو میکنم. آخه دست تو بهشون خورده و بوی دستای کوچولوت رو میدن و بعد کلی جای انگشتای ظریفت رو میبوسـم

راستی تولد یک ماهگیه ا ِمیتیس خـانم ( خواهـر زادم ) هم هستش .

 

« خـاله جـون تولـدت یک ماهگیت مبـارک »

و بعد از ماهها خـونه نشینی فردا میرم کلاس (یه کلاس ۱ماهست، هر سه شنبه، میشه پنج جلسـه) تا کلاس اصلی شروع بشه.

 

  •  دارم آلبوم جدید سیاوش ( قمیشی) به نام رگبار رو گوش میدم حـرف نـداره


تو بارون کـه رفتی شبـم زیرو رو شد !

یـه بغض شکستـه رفیـق گلـوم شد !


تو بارون کـه رفتی دل باغچـه پژمرد !

تمـام وجودم تـوی آیینـه خط خورد !


هنوز وقتی بارون تو کوچه میباره

دلــم غصـه داره دلـم بی قـراره


نـه شب عاشقانه س نه رؤیا قشنگه

دلـم بی تـو خونـه دلـم بی تـو تنـگه


یـه شب زیر بارون کـه چشمم بـه راهه

میبینـم کـه کـوچه پُر نـوره مـاهه


تـو ماهـه منی کـه تو بارون رسیدی

اُمیـد منـی تو شبـه نا اُمیدی


لینک موزیک

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 2:1  توسط شـاپرک 

نه آدم آدم شد , نه من قصد آدم شدن دارم!

پس بگـذار پینـوکیوی دروغگوی قصـه ات باشـم

کـه دروغ بگویـم

همـه زندگی مجـازی ام را!

 - کـه عروسک بمـانـم -

و فقط بگویـم دوستت نـدارم

کـه دماغم هی درازتر بشود

و تـو بخندی

بـه تمـام عروسک چوبی هـای جهـان

و من گریـه میکنـم

هر شب

در خوابهـای چوبی ام!

ای کاش فرشتـه بودی

و می فهمیدی تمـام قلب چوبی ام را ...

                 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 17:0  توسط شـاپرک 

باران بهانه بود

تا تـو زير چتر مـن

تا انتهای كوچه

بيايی و

دوستی

مثل گل شكوفـه كند

در ميان مـا..

 

  • عشق ِ تـو واسـم یـه دنیـاسـت ...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 15:4  توسط شـاپرک 

امروز مامان خـانوم تمـاس گرفتن و واسه عروسی دعوتمون کردن

کاش میشد با هـم بریـم :(

حـالا که قراره تنهـا بری پس سعی کن به جـای هردومون خوش بگذرونی ..

*  *  * 

ای بلند ترین واژه هـای دوست داشتنـی در اعمـاق تاریخ !

نخل هـای بلندت،‌ کنـاره های سایه دارت،‌ مردمان خون گرمت،‌

کوهـای ستبر و استوارت،‌ شبهـای پُر ستـاره ات،‌ روزهـای به یـاد مـاندنی ات،‌

آسمـان خوش قلبت همـه و همـه را دوست می دارم

و تنـها به یاد و انتظار بودت و دیدن تـو در این دیار دور لحظه ها را می شمـارم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 23:21  توسط شـاپرک 

 

سهم آدما از آسمـان يـه اندازه ست.

  • آنقـدر يكسـان كـه هـر كسـی آن را مُتعـلق بـه خود می دانـد ...

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 13:44  توسط شـاپرک